|
|
|
|
|
نمی دونم چی بنویسم یک سال دیگه هم داره تموم میشه یک سال به همه چیز اضافه می شه یک سال همه چیز نو تر میشن جز دوستی که یک سال کهنه تر میشه پس قدر دوستی و دوستای خوب رو بدونیم
دوستی واقعی مثل سلامتی هست ارزش اون رو معمولا وقتی که از دستش بديم نميدونيم
یک دوست واقعی اونی هستش که وقتی مياد تموم دنيا از پيشت رفتن
هر کسی چيزايی رو که شما ميگين می شنوه ولی دوستان به حرفای شما گوش می دن اما بهترين دوستان حرفايی که شما هرگز نميگين می شنون امیدوارم سال خوبی داشته باشید واسه تمام دوستان هم دعا می کنم
سال نو مبارک
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه 26 اسفند1385ساعت 1:47 قبل از ظهر توسط محمد (غریب آشنا)
|
|
||
|
|
|
|
|
هر شب دعا می کردم تو رو تنها ببینم بگم که آرزومه تو باشی در کنارم ولی یه شب که دیدم با دیگری نشستی فتم تو هم خدایا دل مرا شکستی با دیگری نشستی منم تو رو می خواستم و چیزی نگفتم دلم می خواست که اول از تو می شنفتم ولی سکوت راه من و تو رو جدا کرد غرور بی جا عشق و هم فدای ما کرد هر دو رفتیم خونه ساختیم از عشق هم دل کندیم میگه افسوس پا بندیم حالا همدیگرو دیدم که خیلی دیره از کار سرنوشت آدم خندش می گیره تو یاد ما خاطره ها زنده می مونه شاید که قسمت همینه خدا می دونه
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 13 اسفند1385ساعت 0:57 قبل از ظهر توسط محمد (غریب آشنا)
|
|
||